پاریس – ۴

آبان ۱۲ام, ۱۳۸۷

امروز رفتم که برم ورسای. حوالی ساعت ۱۰ راه افتادم که برم. رسیدم به سر خیابان، دیدم  محلی که دیروز خالی بود، یکشنبه بازار شده. توش همه چی میفروختن، نان، ماهی، قارچ، میوه، غذاهای گرم، مرغ سوخاری، گل، سی دی،  مربا، شیرینی، خلاصه همه چی. جالبه که با مغازه‌ها با تجهیزات کامل بودند. یخجال، فر، اجاق گاز، مرغ گردان. نیم ساعتی توشون چرخیدم. بعد رفتم برای ورسای. یک ساعت منتظر مترو شدم. چند تا ایستگاه که رفتم از پاریس خارج شد. دیدم خبری نیست. تازه فهمیدم که چهت رو برعکس رفتم. اولین جا پیاده شدم و برگشتم. حاوالی ساعت دوازده و نیم رسیدم به ورسای. ۱۲ یورو بلیط خریدم به همراه یک راهنمای گویا. ورسای قصر سلطنتی تا قبل از انقلاب فرانسه بودم. فکر کنم بزرگترین قصر دنیاست. توش پر مجسمه و نقاشیهای خیلی بزرگه. یک هدیه‌ای هم از پادشاه ایران تو یکی از اتاقهاش بود. از خود قصر بزرگتر و زیباتر، باغهای روبروشه. باغها بسیار بزرگ و زیبا هستند. به سمت باغ، اثری از شهر و تمدن دیده نمیشه. چند تا حوض بزرگه و باغهایکه به خوبی بهشون رسیده شده. پشت باغها هم فضای سبز و جنگله. توی دریاچه وسط باغها، قایق پارویی کرایه می‌دهند. نیم ساعت ۱۲ یورو و یک ساعت ۱۵ یورو. اگه همسر بانو بود حتما سوار می‌شدیم. حیف !

ساعت ۵ برگشتم. تقریبا چهل دقیقه تو راه بودم. وقتی رسیدم، بازار روز جمع شده بود. یک Pan  Cake با طعم شکلات خریدم. همونجا حسب سفارش درست می‌کنند. به محض گرفتن سفارش، یک قاشق از مایع سفیدی رو یک صفحه گرد داغ می‌ریزند. بعد از اینکه یک کم خودش را گرفت، برش می‌گردانند، بعد از مدتی شکلات مالی اش ‌می‌کنند، تا می‌کنند و بهت میدن. مثل نون تافتون خیلی نازک می‌مونه. با مزه‌های شکر، کره، شکلات و یکی دو مزه دیگه میفروشنش. از اینها تو سطح شهر زیاد هست.

 

 

Posted in Uncategorized | Comments (۱)

One Response to “پاریس – ۴”

  1. یک رهگذر Says:

    ان شاالله که سفر خوب و خوشی داشته باشید ، حسابی عکس بنداز و اگر توانستی بگذار توی وب لاگت ماهم ببینیم 🙂

Leave a Reply

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.