Archive for دی, ۱۳۸۷

مسیو ابراهیم

دی ۱۱ام, ۱۳۸۷

قبلا در پست «سفر بزرگ» راجع به فیلم “Le grand voyage” نوشته بودم. تو اون پست نوشته بودم که داستان فیلم ملهم از نمایشنامه «آقای ابراهیم و گلهای قرآن» نوشته «اریک امانویل اشمیت» است. چند روز پیش فهمیدم که فیلمی از روی این نمایشنامه با همین عنوان با بازی عمر شریف ساخته شده. این فیلم رتبه ۷٫۵ در IMDB را به دست آورده. زبان فیلم فرانسوی است. بازی عمر شریف معرکه است. اگر عمر شریف رو نمی‌شناسید یک کم به مغزتون فشار بیارید و سعی‌ کنید تصویر هنرپشه کاپیتان نمو در فیلم جزیره اسرار آمیز را به خاطر بیارید. آخرین فیلمی که من ازش دیده بودم، دکتر ژیواگو بود. از اون موقع خیلی پیر شده.

مسیو ابراهیم تو یکی از آثار باستانی در یکی از ارتفاعات یونان، مسیو ابراهیم به مومو می‌گه : رمز خوشبختی  در زندگی آهسته است.

Posted in Uncategorized | Comments (۱)

ژان پل سارتر

دی ۵ام, ۱۳۸۷


همین الان کتاب کلمات (Les Mots) نوشته ژان پل سارتر را تمام کردم. این کتاب را نویسنده در حوالی شصت سالی نوشته. کتاب در مورد ده سال اول زندگی نویسنده، فامیل پدری و مادری‌اش، کتابهایی که می‌خوانده، تخلیات و بازیهایی که داشته.

من نمی‌دونم که این همه چیز را از ده سالگیش چطوری یادش مونده. خیلی با کتاب حال نکردم.

 

چند وقت پیش هم بالاخره تهوع (La Nausee) رو خوندم. کتاب شاخص و معروفش که به خاطرش جایزه نوبل گرفته. یکی دو بار قبل سالها پیش، سعی کرده بودم که بخونمش ولی نتونسته بودم بیشتر از چند صفحه‌اش را بخوانم. این بار با هر زحمتی بود تا آخرش رو خوندم. از این کتاب به عنوان مانیفست اگزیستانسیالیسم نام برده شده. من که نفهمیدم چیش تو اون زمانها اینقدر جالب بوده.

Posted in Uncategorized | Comments (۰)

کافه چارمیز

آذر ۲۴ام, ۱۳۸۷

این پست را از کافه چارمیز می‌نویسم.  بار دومیه که چیزی اینجا می‌خورم. بار اول لازانیا خوردم و همین الان هم ترتیب پاستا با طعم بادمجان را دادم. اینجا رو از دفعه اول از وبلاگ توکای مقدس پیدا کردم. فضای آرامبخشی داره. بیشتر به نظر شبیه به خاله‌بازی می‌آید تا یک رستوران جدی. اسمش چارمیزه ولی در واقع ۶ تا میز خیلی کوچیک داره. اینقدر کوچیک که یک ذره که بهش تکیه می‌دهم، می‌خواهد برگرده. البته منکر تأثیر  وزن بیش از اندازه خودم نیستم. غذا تو یک آشپزخانه خیلی فشرده و کوچولو آماده می‌شه. دکور مختصرش با سلیقه چیده شده. در و دیوار هم چند تا تابلوی طراحی آویزون شده.

چارمیز یک رستوران ایتالیایه و لازانیه و انواع پاستا داره. غذای این جوری جایی نخوردم و در نتیجه نمی‌تونم قیمتش را با جاهای دیگه مقایسه کنم. فکر نکنم گران باشه. سوپ، سالاد و چایی و قهوه هم داره. مثل اینکه قبلاً ها چایی روی غذا بوده، که الان دیگه نیست.

 

 

Posted in Uncategorized | Comments (۲)

دفترچه خاطرات و فراموشی

آذر ۱۲ام, ۱۳۸۷

دفترچه خاطرات و فراموشی، اثر محمد قائد، از بعضی از جهات کتاب خاصی است.

اول اینکه کتاب، مجموعه ایست از مقالات مختلف در زمینه‌های اجتماعی که بعضیشون قبلا در روزنامه‌ها یا مجلات چاپ شده‌اند. خمیر مایه بعضی از مقالات، چیزهاییه که شاید قبلاً رد پاشون تو ذهن ما هم پیدا شه.  من همیشه فکر می‌کردم که خاطرات کودکی یا گذشته‌های دور، در ذهنمان، همواره شیرینتر از چیزی که واقعاً بودند، وجود دارند. مثلاً من وقتی دو سال پیش به محلی  در تبریز که تا سوم دبستان در آنجا زندگی می‌کردم، از کوتاهی درختان و متفاوت بودن با آنچه که در ذهن داشتم، شوکه شدم. این فکر خام اولیه، در اولین مقاله کتاب «درباره نوستالژی» به عنوان محور بحث، پخته شده و به زمینه‌های اجتماعی و ادبی کشانده می‌شود. خلاصه‌اش هم اینه که این قدیمها، اینقدرها که ما فکر می‌کنیم تحفه‌ای نبوده و به مرور زمان پیاز داغش زیاد شده.

 

نکته قابل ذکر دیگه، جسارت نویسنده در تابو شکنی و بیان آزاد عقایدشه. در مقاله «به مردگان نمره انظباط بدهید و بگذارید استراحت کنند»، زیرآب دکتر حسابی، محمد تقی جعفری را زده که همچین علامه‌هایی هم نبودند. در مقاله «درباره سانسور» از برخورد وزارت ارشاد با مقوله سانسور انتقاد شده و در مقاله «این صفحه جای مناسبی برای شما نیست» رسماً از شخص اول وقت ممکلت در مورد پاسخش به سوال یک خبرنگار خارجی انتقاد شده. با این وجود طبیعی است که این کتاب اجازه تجدید چاپ پیدا نکنه و نایاب باشه. عجیب اینه که چطور در سال ۱۳۸۰ اجازه چاپ گرفته.

از بین مقاله‌هایی که برای من جالب بودند، می‌تونم از «درباره نوستالژی»، «اسنوبیسم چیست»، «دفترچه خاطرات و فراموشی»، «این صفحه جای مناسبی برای شما نیست» و «در فضیلت نامها» نام ببرم.

 

کسایی که می‌خواهند این کتاب را بخونند، می‌تونند از وب سایتش به آدرس http://www.mghaed.com فایل pdf کتاب رو دانلود کنند. فکر کنم ارزش خوندنش را داشته باشه.

Posted in Uncategorized | Comments (۰)